تبليغاتX
بهارنارنج - زمستان... JavaScript Codes

یلدا

زمستان
سلامت را نمی خواهند پاسخ گفت،   
سرها در گريبان ست.
كسى سر بر نيارد كرد پاسخ گفتن و ديدار ياران را.
نگه جز پيش پا را ديد ، نتواند،
كه ره تاريک و لغزان است.
وگر دست محبت سوى كس يازى،
به اكراه آورد دست از بغل بيرون؛
كه سرما سخت سوزان است.
 
. نفس ، كز گرمگاه سينه می آيد برون ، ابرى شود تاريک
چو ديوار ايستد در پيش چشمانت.
نفس كاينست، پس ديگر چه دارى چشم
زچشم دوستان دور يا نزديک ؟
مسيحاى جوانمرد من ! اى ترساى پير پيرهن چركين!
هوا بس ناجوانمردانه سردست ... آى...
دمت گرم و سرت خوش باد!
سلامم را تو پاسخ گوى، در بگشاى!
 
منم من، ميهمان هر شبت، لولى وش مغموم.
منم من، سنگ تيپا خورده ى رنجور.
منم، دشنام پست آفرينش، نغمه ى ناجور.
 
نه از رومم، نه از زنگم، همان بی رنگ بی رنگم.
بيا بگشاى در، بگشاى، دل تنگم.
حريفا ! ميزبانا ! ميهمان سال و ماهت پشت در چون موج
می لرزد.
تگرگى نيست، مرگى نيست.
صدايى گر شنيدى، صحبت سرما و دندان ست.
 
من امشب آمدستم وام بگزارم.
حسابت را كنار جام بگذارم.
چه مى گويى كه بيگه شد، سحر شد، بامداد آمد ؟
فريبت مى دهد، بر آسمان اين سرخى بعداز سحرگه نيست.
حريفا ! گوش سرما برده است، اين يادگار سيلى سرد
زمستان ست.
و قنديل سپهر تنگ ميدان، مرده يا زنده،
به تابوت ستبر ظلمت نه توى مرگ اندود، پنهان ست.
حريفا ! رو چراغ باده را بفروز، شب با روز يكسان ست.
  
. سلامت را نمی خواهند پاسخ گفت
هوا دلگير، درها بسته، سرها در گريبان، دست ها پنهان،
نفس ها ابر، دل ها خسته و غمگين،
درختان اسكلت هاى بلورآجين،
غبارآلوده مهر و ماه،
زمستان ست.
+ نوشته شده توسط فرزین و یلدا در جمعه سی ام آذر 1386 و ساعت 12:10 |